تبليغاتX
اوهـام - الپر و همسرش را آزاد کنید - .: تیتر یک زده شد! :.
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384
.: تیتر یک زده شد! :.

کافیه فقط یکبار توی زندگی ات خبر نوشته باشی تا بفهمی چرا روی شیشه اینجوری نوشته ان کافه تیتر!

کافیه دو سه بار برای گزارش نوشتن رفته باشی کافی شاپ و حضور آدم های دیگه ای که نمیدونن کار تو چقدر تمرکز میخواد باعث شده باشه که گزارشت جالب از آب در نیاد.

کافیه یه روز دلت گرفته باشه و رفته باشی تو یه کافه نشسته باشی...کافیه وقتی نشستی فکر کنی هیچ کس از اطرافیانت توی اون کافه تورو درک نمیکنن و فکر کنی تنها ترین روزنامه نگار دنیایی!

کافیه...

کافیه....

کافیه همه ی مرارت های جمع های نا مانوس رو چشیده باشی تا وقتی میای تو کافه تیتر....بفهمی چه نعمتی بهت دادن!

دیشب همه اونجا خوش بودن...کافی بود بری یه گوشه پشت سبد گل بزرگ آقای علیین(!) قایم بشی و مثل جاسوس ها همه رو زیر نظر بگیری!

بهنام و بیتای عزیز مدیریت کافه که با روی خوش و لبخند قشنگشون به همه خوش آمد میگفتن.حضور رضا ولی زاده ی عزیز که اصلا واسه خودش یه پا انرژی مثبته و بچه های پر شر و شور عکاس که یه لحظه برق فلاش هاشون راحتت نمیذاشت(دمتون گرم) کافی بود بری پشت همون سبد گل و رفت و آمد ها رو نگاه کنی.آدم های آشنا،اسم های آشنا و بهترین حس دنیا!حس اتحاد.دیشب کسی کار نداشت که تو یه خورده روزنامه نگاری یا سردبیر وزین ترین روزنامه ی شهر!تو دیشب مهمان کافه تیتر و لبخند های دلنشین دوستان بودی.

بچه های روزنامه نگار....خانه ی جدید مبارک!خسته نباشید.

نوشته شده توسط مریم مهتدی در 10:7 | | لینک به این مطلب