
امروز بار دیگر از دل دانشگاه تهران صدای فریاد ایرانیان راستین در گوش فلک پیچید تا نودولتان خیابان پاستور که هنوز سرمست از افتضاح کلمبیا در خواب غفلت بودند بی خواب شوند.امروز دانشگاهیان تهران در مراسم آغاز سال تحصیلی و در مقابل تالار علامه امینی دانشگاه تهران فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند تا احمدی نژاد گمان نبرد با آوردن اتوبوس اتوبوس هواداران حقوق بگیرش می تواند به دروغ جهان را از جملاتی همچون "در ایران آزادی مطلق وجود دارد" مدهوش کند!
آن هنگام که بسیجی نمایان کذاب دست بر آیات الهی انداختند و خواستند باز مثل همیشه دین خدا را دستاویز قدرت طلبی و دنیاپرستی دیکتاتورهای حقیر کنند دانشجویان شعار "مرگ بر این دولت مردم فریب" سر دادند تا دیگر کسی نخواهد با دروغ هایی از جنس "آوردن نفت بر سر سفره های مردم" بر کرسی قدرت تکیه زند و کارگران و معلمان و زنان و ... را که چیزی جز حقوقشان را طلب نکرده اند به سلول های سرد و نمور بیفکند و آسوده بماند. نتواند از آزادی آکادمیک سخن بگوید و در عین حال اساتید را به اجبار بازنشسته کند،دانشجویان را اخراجی و زندانی و شکنجه کند و مخالفان خویش را نیز انکار کند.

نه آقای احمدی نژاد! صدای زنگ پایان دوران ترکتازی شما نیز همچون تمامی هم سلفان تاریخی تان به صدا درآمده است... روزی که در آستانه قضاوت این ملت قرار بگیرید روز خوبی برایتان نخواهد بود؛ همچون امروز که رشته های کلمبیایی تان را دانشجویان ایرانی پنبه کردند...
۱۶ مهرماه ۸۶ همچون ۲۰ آذر ۸۵ و ۱۸ تیر ۷۸ و ۱۶ آذر ۳۲ در یادها و خاطرات ثبت خواهد شد.روزهایی که سند غیرقابل کتمان استعمار و استبداد ستیزی توامان جنبش دانشجویی این مرز و بوم هستند. رو سیاهی به ذغال خواهد ماند...
آقای احمدی نژاد! یادتان باشد! ظالمان سیه رویانِ همیشه یِ تاریخند.
یادتان که هست:
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد /هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب / بردولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایاٌم،ناگهان / بر باغ وبوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلو گیر خاص وعام / بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز / این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد / بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرٌش شیران گذشت و رفت / این عو عو سگان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست / گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت / هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای ، بسی کاروان گذشت / نا چار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تاًثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان ، به شما ناکسان رسید / نوبت زناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان / بعد از دور روز ، از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان، زتحمل سپر کنیم / تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی / این گل ، زگلستان شما نیز بگذرد
آبی است ایستاده در این خانه مال و جاه / این آب نا روان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع / این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا ،که شاه بقا،مات حکم اوست / هم بر پیادگان شما نیز بگذرد...



