نکاتی در باب شایعه خودکشی سردار زندانی
خبر کوتاه اما قابل تاملی است این «شایعه خودکشی فرمانده سابق!» اولین بار نیست که می شنویم فردی در جایگاه حقوقی بالا، با سر و صدای بسیار زیاد بازداشت شده و در زندان با عجله به راه آخرت رفته... همه هنوز ماجرای مرگ مشکوک سعید امامی معاون اسبق وزارت اطلاعات را به یاد دارند. او پس از ماجرای جنجالی قتل های سیاسی سال ۷۷ بازداشت شد و مدتی بعد در حالی که عنوان عنصر «خودسر» به او اطلاق شده بود خودکشی شد! آن قدر ماجرا مشکوک بود که اکبر گنجی؛ روزنامه نگار پیگیر پرونده قتل ها هنگام بازداشت خود، بسیار جدی گفت:«من نه سکته می کنم، نه خودکشی!»
ماجرای سردار سابق اما حکایت دیگری دارد. او نه به اتهام قتل سیاسی بازداشت شده و نه جرمش مربوط به دستگاهی حقوقی است. آن طور که می گویند و هیچ مقامی حاضر به تاییدش نیست موضوع پرونده فساد اخلاقی است و سردار در تحمل کیفر تنها خواهد بود. با این حساب سوالی که پیش می آید آن است که چرا این پرونده اینقدر با اهمیت شده است؟
دلیل اصلی این ماجرا موضوع آخرین ماموریت شاخص آقای سردار است. پروژه ای که نام پرطمطراق «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی» به خود گرفت و دو سه ماهی فضای جامعه را دستخوش تحولاتی نه چندان دلچسب کرد. اعدام های دسته جمعی، بازداشت دختران جوان به بهانه پوشش و ... بخش کوچکی از این ماجرا بود. این طرح تقریبا از سوی تمامی مسوولان از صدر تا ذیل مورد تایید قرار گرفت و مسوول مستقیم اجرای آن نیز کسی نبود جز سردار مذکور...
حالا مسوول اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی خود به اتهام فساد اخلاقی (آن طور که گفته می شود) در بازداشت است. این مسئله سوالاتی را ایجاد می کند:
اول - چرا باید چنین فردی با این درجه از اخلاقیات بر مسند امری بنشیند که قرار است موجد نتیجه یی والا چون «ارتقاء امنیت اجتماع» شود؟
دوم- برخورد با این مسوول قابل تقدیر است اما چرا اینقدر مخفیانه و مبهم؟
سوم- آیا سردار تنها کسی است که در مجموعه مربوطه به چنین اعمالی دست زده است؟
چهارم- محاکمه وی به ضرر چه کسانی است؟ مرگ وی به سود چه کسانی است؟
باید گفت که مرگ احتمالی سردار در ماجرایی همچون یک «خودکشی» آن چنان نخ نما و شک برانگیز است که مسوولان محترم باید برای جلوگیری از بی آبرویی مجموعه سیستم به هر شکل ممکن از وقوع آن جلوگیری کنند، در غیر این صورت مسلما با توجه به تجربیات پیشین وقوع این اتفاق ابتدا به ساکن اذهان را به نتیجه ای رهنمون نخواهد کرد جز بازتولید سعید امامی. یعنی مرگ مصلحتی یک مقام سابق که در زندان است برای نجات مقامات دیگری که احتمالا نمی خواهند به سرنوشت مرحوم دچار شوند...
این اتفاق محتمل است حتی اگر برخی افراد «مرگ مصلحتی» را «خودکشی» بنامند.



