/این گزارش را بر اساس دغدغه ای شخصی برای خبرگزاری آفتاب نوشتم /
یک سال تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی است. یک سالی که برای نیروهای سیاسی درون ساختار به ویژه اصول گرایانی که اکنون مدیریت اجرایی کشور را در اختیار خود می بینند سرنوشت ساز و حیاتی تلقی می شود و از این رو همگی به غور و تفحص و تحقیق در شرایط فعلی و چشم انداز حضور در این کارزار می اندیشند. در این رهگذر برخی همچنان به موفقیت دولت احمدی نژاد در جامه عمل پوشاندن به شعارهای انتخاباتی اش امیدوارند و اینچنین او را «یگانه منجی اصول گرایی» می بینند و در مقابل بسیاری نیز -هر یک به نحوی- از عملکرد و رویکرد دولت نهم در عرصه های مختلف به ویژه اقتصاد که ناکامی های بزرگی را به بار آورده اعلام برائت می کنند و در گوشه یی از زمین سیاست به انتظار پایان آمدن عمر آن روزشماری می کنند و در کنار این به گزینه های جایگزین و مطلوب خود نیز می اندیشند تا شاید با معرفی «چهره یی تازه» به افکار عمومی برای چهار سال دیگر به حاکمیت خویش بر سر سلسله دستگاه اجرایی کشور تداوم بخشند. در بررسی شرایط اصول گرایان در انتخابات آینده اما به نظر می رسد آنچه بیش از همه حائز اهمیت و قابل تأمل است، نقش جمعیت حدود 5/5 میلیون نفری است که به عنوان «آراء سازماندهی شده» اصول گرایان شناخته می شوند. افرادی که همواره در بدترین شرایط این طیف از نظر اتحاد و همبستگی، با آراء مدیریت شده خود در روز انتخابات راه را برای نمایندگان یا شخص مورد نظر بدنه و «سران سایه نشین» محافظه کاران هموار و او را تا رسیدن به جایگاه مطلوب مشایعت می کنند.
اینچنین است که باری در همهمه انتخابات دوم شوراها لیست «آبادگران ایران اسلامی» مطلوب این «سوپر دلیگیت ها»* می شود و باری دیگر بازار شلوغ ریاست جمهوری، شهردار گمنام تهران را که در هیچ نظرسنجی از کف جدول کارزار تکان نخورده را برنده¬ی قرعه¬ی «سازمان رأی اصولگرایی» می شناسد و این گونه چهار سال او را بر مسند اجرایی کشور می بیند.
این سازمان رأی قابلیت آن را دارد که بنا به ضرورت؛ به طرفة العینی مسیر خود را تغییر دهد، نتیجه آن که به عنوان مثال در فاصله 48 ساعت تا برگزاری انتخابات مهمی چون انتخابات ریاست جمهوری همای سعادت نشسته بر شانه های فرمانده سابق پلیس را پر داده و به جانب مقصود دیگری رهنما شود. از همین است که این «امکان ویژه» به سرعت نقل محافل سیاسی می شود و گاه «اراده قاهر» نامیده و گاه به نام «گروه بی شناسنامه» و «حزب پادگانی» از آن یاد می شود. گاه به دامان «راست سنتی» رونق می بخشد و گاهی همچون سالیان اخیر به «آبادگران» و شهردارشان روی خوش نشان می دهد.
این روزها حداقل سه نفر در طیف اصولگرایان به عنوان کاندیداهای بالقوه ریاست جمهوری مطرحند که مطمئنا" حرکت آراء مذکور به سوی هر یک از آنان می تواند سرنوشت و آینده سیاسی کشور را دستخوش تغییر کند. با توجه به اهمیت این بخش از آراء انتخاباتی اصول گرایان که اینچنین قابلیت تغییر سرنوشت کلی انتخابات را دارد، گزارش پیش رو نگاهی کوتاه خواهد بود به سوابق و پتانسیل های نامزدهای احتمالی اصولگرا برای داشتن تحلیلی دقیق تر درباره آن که درصد موفقیت هر یک از این افراد برای کسب آراء سازماندهی شده طیف اصولگرا چگونه است و آنان در این زمینه از چه جایگاهی برخوردارند:
متن کامل



