تبليغاتX
اوهـام - نفیسه و حجت را آزاد کنید
دوشنبه چهارم شهریور 1387
زندگی دیگر شیرین نمی شود...
برای جواد خدادادی که نامش را نمی‌دانستم

مرحوم جواد خدادادیهمین امروز... همین امروز نشسته بودیم توی تحریریه و به بهانه خواندن شماره‌ی جدید همشهری‌جوان که گزارشی داشت درباره‌ی نوستالژی‌های کودکی‌مان (از علی کوچولو و گلنار گرفته تا امیرو و مجید)  یادی از سریال آینه کردیم. سریال شب‌های پر از دلهره‌ی جنگ که هر روز ناامیدمان می کرد از زندگی و چه خوب بود وقتی بر صفحه تلویزیون می دیدیم که زندگی می تواند گاهی "شیرین" شود به یمن سریالی که حتی به یاد ندارم ساخته‌ی چه کسی بود و چه کسانی بودند آن خانواده‌ای که زندگیشان شیرین میشد، یادمان میداد چگونه سختی ها را به گذشته فراموشی بسپاریم... تنها یادم هست که چنین لحظه‌هایی را نجربه کرده‌ام هرچند حالا مبهم باشد و شیرین برای لحظه های کار نکردن مان در محیط کار...
کداممان می دانستیم تنها ساعتی بعد در سایت‌ها خبری منتشر می‌شود درباره مرگ یکی از آن‌هایی که دوستشان می داشتیم و دوستمان می‌داشتند بی شک که امیدمان می بخشیدند وقتی زندگی‌شان شیرین میشد.
جواد خدادادی را به چهره می شناختم از همان سریال آینه... او پس از آن سریال دوست‌داشتنی چند سالی نبود تا این که در سریال امام علی که در روزهای پخش به نام "قطام" مشهور شده بود دیگر بار به ایفای نقش پرداخت، ابوذر غفاری را از دل تاریخ آورد و در قالب چهره خاص خود جان بخشید... او اما آن طور که در سایت‌ها خواندم سال‌های بعد را یکسره در غربت به سر برد تا بهار امسال که وقتی بازگشت خبر از تمایل‌اش به ادامه کار داد و اگرچه نتوانست بماند اما بی شک در غربت نیز در آرزوی بازگشت به صحنه بود که افسوس اجل امانش نداد..
حالا که فکر می کنم می بینم دهه ۶۰ هرچه سختی و مشقت و خاطره‌ی بد داشت... نوستالژی‌های فوق‌العاده‌یی برایمان خلق کرد که یکی از آن‌ها بی‌شک همین سریال آینه و جواد خدادادی بود. اگرچه مرد خانواده‌اش را تنها به چهره می شناختم... روحش شاد.



خبر در گذشت خدادادی در خبرگزاری فارس
نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 19:29 | | لینک به این مطلب